داور

Friday, February 03, 2006

خطابيه همسران کارگران دستگير شده به به سازمان عفو بين الملل، همه سازمانهای مدافع حقوق بشر، همه سازمانهای
کارگری و همه وجدانهای بيدار در دنيا
کودکان ما پدران خود را ميخواهند. از آنها حمايت کنيد. همين امروز!
حتما از اعتصاب کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در روز شنبه ٨ بهمن (٢٨ ژانويه) و سرکوب آنها خبر داريد. حتما خبر داريد که بيش از ٥٠٠ نفر از همسران ما به جرم حق خواهي، به جرم اعتصاب، به جرم درست کردن سنديکا که از حقوقشان دفاع کند در زندان بسر ميبرند. حتما خبر داريد که حتی همسران و کودکان کارگران را هم گرفتند و کتک زدند. از شما انتظار داريم اگر تاکنون از ما حمايت نکرده ايد، حمايت کنيد و اگر حمايت کرده ايد حمايت قاطع تری بکنيد تا مسئولين كار تحت فشار بيشتری قرار گيرند و همسران ما را فورا آزاد کنند. همسران ما جرمی نکرده اند. آنها ميگويند با حقوقی که سه بار زير خط فقر اعلام شده است نميتوانيم زندگی کنيم و حقوق بيشتری ميخواهيم. جرم را کسانی مرتکب شدند که همسران ما را زدند و به زندان انداختند. جرم را کسانی مرتکب شده اند که کوچکترين حق و حقوقی برای ما قائل نيستند. همسران ما ميگويند احتياج به تشکل داريم که از پراکندگی نجات پيدا کنيم و متحدانه بتوانيم عليه فقر و محروميتی که به ما تحميل شده مبارزه کنيم. همسران ما ميگويند احتياج به قرارداد دسته جمعی داريم که در مقابل کارفرما و دولت دسته جمعی ظاهر شويم و دسته جمعی قرارداد ببنديم و دسته جمعی پای مذاکره و اعتصاب برای دستمزدهايمان برويم. و دسته جمعی درمورد ساعت کار طولانی و ناامنی کارمان بحث کنيم. همسران ما بحق تصميم به اعتصاب گرفتند چون به هيچکدام از خواستهای آنها جواب داده نشد. آنها تصميم به اعتصاب گرفتند تا رهبر سنديکا، آقای منصور اسانلو را که با وضعيت جسمی بسيار وخيمی در زندان بسر ميبرد آزاد کنند. شايد شما اين حق و حقوق را در کشورتان داريد ما در اينجا نداريم. چند روز است همسران ما در زندانند. موقع دستگيری آنها را مورد ضرب و شتم زياد قرار دادند. همسر و دو دختر کوچک يعقوب سليمي، از فعالين سنديکايمان را کتک زدند. ميتوانيد تصور کنيد که احتمالا با همسران ما در زندان چه کرده اند. نه ملاقاتی داده اند و نه شرکت واحد حقوقی پرداخت کرده است که بتوانيم زندگی مان را اداره کنيم. فرزندان ما پدران خود را ميخواهند. انتظار داريم تمام دنيا به حمايت از ما بلند شود و فشار آورد که همسران ما فورا آزاد شوند و کارشان را شروع کنند. فشار شما موثر است. بخاطر انسانيت، بخاطر عدالت، بخاطر مبارزه عليه آنچه ظلم و زورگوئی و بی انصافی خوانده ميشود انتظار داريم تمام تلاشتان را همين امروز انجام دهيد. ١٢ بهمن ١٣٨٤

|

خطاب به کارگران شرکت واحد و خانواده های آنها
بيانيه غلامرضا ميرزائی-عضو هيئت مديره و مسئول روابط عمومى و سخنگوی
سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران
سلام گرم دارم به همه عزيزانم در شرکت واحد سلام گرم دارم برای رفقای عزيزم در زندان اوين و به همه همسران و فرزندان کارگران زندانی و به همه اعضای هيئت مديره محترم و عزيز در زندان و بيرون زندان دوستان عزيزم، افتخار ميکنم که اکنون سخنگوئی سنديکای شرکت واحد را به دوش گرفته ام. متاسفانه منصور اسانلو و ساير رفقای عزيز هيئت مديره سنديکا در زندان هستند و امروز اين وظيفه مهم به دوش من افتاده است. اينجا ميخواهم در اين نقش با شما حرف بزنم. مسائل زيادی است که بايد جمع ميشديم و با هم حرف ميزديم و تبادل نظر ميکرديم اما خودتان شرايط را ميدانيد. ميدانيد که امکان تجمع نداريم. همه ما اعم از کارگران و همسران کارگران زندانی احتياج مبرمی داشتيم که هر روز دور هم جمع ميشديم و درمورد ادامه فعاليت مان با هم به گفتگو مينشستيم و تصميم ميگرفتيم. بويژه خانوادها هائی که عزيزانشان در اوين هستند بيش از همه احتياج دارند که دور هم جمع باشيم اما متاسفانه اين امکان را نداريم. اما حال که امکان ديدار شما عزيزان را ندارم وظيفه خود ميدانم که حرفهايم را از اينطريق به گوش شما برسانم. اولين مساله که همه به آن فكر ميكنيم، رفقای زندانی ما هستند. نزديک به هزار نفر يا حتی بيشتر اسير شده اند. اسير شده اند تا دستمزد بيشتری که با آن بتوانند فرزندان و همسرانشان را از هر نظر تامين کنند نخواهند. اسير شده اند تا ديگر حرف از سنديکا و متشکل شدن نزنند و پراکنده بمانند. اسير شده اند که حرف از اتحاد، حرف از اعتصاب، حرف از حقيقت و دنيائی که شايسته آنها است نزنند. عليه اجحافات و ظلمی که به آنها ميشود دم در نياورند و ساکت باشند. اما جای افتخار است که امروز آنها هستند که دارند از درون زندان به ما روحيه ميدهند و ما را به ادامه راهمان تشويق ميکنند. پيام های آنها که همه روزه به ما ميرسد به ما قوت قلب ميدهد. به همسران و فرزندان عزيزشان روحيه ميدهد. امروز همسران و فرزندانشان چقدر به آنها افتخار ميکنند که بخاطر يک هدف مقدس، بخاطر بهبود زندگی همکارانشان مبارزه کرده اند و به زندان افتاده اند. روحيه رفقای ما در زندان گواه حقانيت مبارزه ما است. گواه حقانيت تشکل ما است. گواه راه درستی است که همگی ما به آن پيمان بسته ايم. جا دارد که هر کدام که آزاد ميشوند در حلقه محبت گرم همکاران و همسايگان و دوستان و آشنايان خود قرار بگيرند. اگر ميتوانستيم ١٧٠٠٠ کارگر واحد و خانواده ها دور هم جمع ميشديم و در يک اجتماع دهها هزار نفره به استقبالشان ميرفتيم، حلقه های گل به گردنشان می انداختيم، به افتخار تک تک شان چراغها را روشن ميکرديم و جشن بزرگی در تمام شهر برپا ميکرديم. اجازه بدهيد که از طرف سنديکای شرکت واحد به شما عزيزان اعلام کنم که شما عميقا در قلب همه همکاران خود قرار گرفته ايد. هر توهين و بی احترامی به شما که امروز در مناطق مختلف از جانب دشمنان شما ميشود با خشم و اعتراض همکارانتان که زير فشارهای خردکننده ای هستند قرار ميگيرد. همه جا دارند از روحيه شما و از احساس مسئوليت شما حرف ميزنند و به شما افتخار ميکنند. همه ميگويند اگر ذره ای به حقوقمان اضافه کنند بخاطر اين است که شما جور زندان را کشيده ايد و اين حق الزحمه شما است. شما امروز در قلب همه مردم قرار گرفته اند. اجازه بدهيد من هم اينجا به شما اطمينان بدهم که خانواده هايتان را تنها نميگذاريم، شرايط دشواری دارند اما با سربلندی و افتخار به حرکت درآمده اند تا برای آزادی شما بجنگند. و دوستانشان از نظر اقتصادی با احساس مسئوليت تمام دارند امر کمک رسانی را سازمان ميدهند. اين نگرانی را به همکارانتان در بيرون زندان بسپاريد. مساله مهم ديگر اين است که بسياری از اعضای هيئت مديره در زندان هستند. جای خوشحالی است که با دستگيری فعالين سنديکا تعداد بيشتری قدم جلو گذاشته اند تا جای آنها را پر کنند. جای خوشحالی است که تعداد کارگران فعال که با جان و دل امروز مايلند و ميخواهند اين جای خالی را پرکنند و اين وظيفه را به عهده بگيرند زياد است. همه قدر تشکل شان را ميدانند. همه قدر سنديکايشان را ميدانند و خوشبختانه امروز بيش از هميشه به نقش و اهميت آن اذعان دارند. در هر منطقه ای بايد دوستان جلو بيفتند و کارهای زيادی هست که به دوش بگيرند. امروز اين وظيفه مهم روی دوش آنها است. نسل جديدی از کارگران بايد در مقام رهبری مبارزه کارگران شرکت واحد قرار گيرند. برای آزادی همکاران و از جمله اسانلو و اعضای هيئت مديره تلاش کنند، برای برگرداندن با افتخار همکارانشان به سر کار شان تلاش کنند، و در سخنگوئی و رساندن صدای اعتراض ١٧٠٠٠ کارگر واحد و اعضای خانواده آنها نقش ايفا کنند. اجازه بدهيد اين وظيفه مهم را به شما تبريک بگويم. ترديدی ندارم که شما با کمک گرفتن از تجربه گرانبهای مبارزات تاکنونی که به قيمت زيادی برای همه ما تمام شده است، نقش به مراتب مهمتری ايفا خواهيد کرد. مساله سوم، همسران کارگران زندانی هستند. جای اميدواری بسيار زيادی است که آنها با روحيه ای مصمم و عالی که واقعا خلاف انتظار خيلی ها است قدم جلو گذاشته اند. دارند همديگر را ميبينند و دور هم جمع ميشوند. دارند تلاش ميکنند صدای خود را به هر طريق ممکن به گوش بقيه برسانند و نيرو جمع کنند. دارند تجمع سازمان ميدهند و سخنگوئی اين تجمعات را به دوش ميگيرند. جای خوشحالی و افتخار بسيار است که نسلی از اين عزيزان، شجاعانه به جمع فعالين اين مبارزه پيوسته اند. اين به همه ما نيرو ميدهد. اين مبارزه ما را صد چندان تقويت ميکند. آنها در حاليکه بايد اقتصاد فقيرانه خانواده را سازمان دهند، روحيه بچه ها را بالا نگهدارند، حواسشان به درس و مشق آنها و دلتنگى براى پدرشان باشد. همزمان دارند کارهای مهم و باارزشی را هم سازمان ميدهند. و من اينجا بر سازمان تاکيد ميکنم. نقطه قدرت ما سازمان است. بدون آن پراکنده خواهيم ماند. نقطه قدرت ما اتحاد ما است. اين اتحاد را داريم، اما اگر سازمانش ندهيم کسی به حرفمان گوش نميدهد. مساله چهارم، ادامه مبارزه حق طلبانه ما است. ما موظفيم همه تلاشمان را برای آزادی دوستان در بندمان بکار اندازيم. موظفيم تلاش کنيم تا همکارانمان با عزت و احترام و بدون هيچ قيد و شرطی به سر کارهايشان باز گردند. همسران کارگران نقش مهم خود را دارند انجام ميدهند. اينجا از همه همسران ديگر، از دوستان و آشنايانشان، و از همه کارگران و کارکنان عزيز شرکت واحد تقاضا ميکنم در تجمعاتی که توسط همسران و اعضای خانواده رفقای در بند ما شروع شده است يک دل و يک صدا شرکت کنيد. ما خواست های مهمی داشته ايم که امروز خواست آزادی فوری کليه همکارانمان و بازگشت به کار بدون قيد و شرط کليه آنها و لغو همه پرونده ها هم به آن خواستها اضافه شده است. آيا حتی يک نفر از کارگران شرکت واحد را سراغ داريد که اين خواستها را خواستهای خود نداند؟ آيا يک نفر از کارگران کشور را سراغ داريد که افزايش دستمزدی که بتواند يک زندگی شرافتمندانه داشته باشد نخواهد؟ آيا کسی را سراغ داريد که تشکل مستقل خود را نخواهد؟ آيا کسی سراغ داريد که نخواهد در مقابل اجحافات و دستمزدهای شرم آوری که به ما ميدهند حق اعتصاب داشته باشد؟ عزيزان، اين خواست ها در دل همه مردم عميقا جا گرفته است که با زندان و شکنجه و اخراج از بين نميرود. اين خواستها را همه با گوشت و پوست لمس ميکنند. کسی روی اين خواستها شکی ندارد. حتی آن دسته کوچکی که دنبال شورای اسلامی هستند اگر از جای ديگری تامين نشوند نميتوانند با اين خواستهای ما مخالف باشند. اين خواستها خواست ١٧٠٠٠ کارگر شرکت واحد و خواست چند ده هزار اعضای خانواده آنها است و همه ما وظيفه داريم بخاطر بچه هايمان، بخاطر آينده مان، بخاطر خودمان، برای بدست آوردن تک تک اين مطالبات بجنگيم. دليل اينهمه مخالفت با سنديکای شرکت واحد نيز همين است، بخاطر مبارزه آن براى همين خواست هاست. و بالاخره آخرين نکته ای که اينجا وظيفه دارم با شما در ميان بگذارم اين است که من و ساير همکارانم در هيئت مديره سنديکا تحت تعقيب هستيم و هر آن ممکن است ما را هم به نزد دوستانمان در اوين ببرند. من اينجا افتخار ميکنم که هر چه در توان داشته ام برای رفاه خانواده بزرگ کارگری ام انجام داده ام. افتخار ميکنم که به عضويت سنديکا در آمدم تا همراه شما برای اين خواستها مبارزه کنم. من ايمان دارم که تلاش های ما، هرچند به قيمتی زياد اما نتايج بسيار مهمی داشته است، تجارب زيادی اندوخته ايم، ياد گرفته ايم چگونه متحد و متشکل شويم، خواستهائی که پرچمش را بلند کرديم امروز به خواست همه اين خانواده بزرگ کارگری تبديل شده است. امروز کارگران شرکت واحد با کوله باری از تجارب گرانبها و با صدها و شايد به جرات بتوانم بگويم با هزاران فعال که از اين پس به ميدان خواهند آمد، به مبارزه متشکل و متحدانه خود ادامه خواهند داد. ايمان دارم که همه شما قدر اتحادتان را ميدانيد. همه شما قدر رهبران مبارزه تان را ميدانيد. همه شما ارزش تشکل داشتن را اگر تا يک ماه قبل نميدانستيد امروز با گوشت و پوست لمس کرده ايد. ممکن است ما را هم بگيرند اما اين اعتقادات را که در قلب هزاران نفر ريشه دوانده است نميتوانند بگيرند. دست همه شما عزيزان را می فشارم مبارزه ما پيروز خواهد شد، همه ما بايد به آن ايمان داشته باشيم. رمز پيروزی ما داشتن تشکل و اتحاد ما است. غلامرضا ميرزائی عضو هيئت مديره و مسئول روابط عمومى و سخنگوی سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران
1384/11/12

|

Sunday, January 29, 2006

پاسخ به يک خواست!

پاسخ مسئول هيئت سياسی-اجرائی به نامه ی جمعی از هواداران سازمان فدائيان خلق ايران(اکثريت) در خطاب به
رهبری سازمان
پيش از هر توضيح، جا دارد که خرسندی خود را از اين برآمد در داخل کشور ابراز بداريم و احساس مسئوليت رفقای تهيه کننده اين نامه نسبت به انتخاب اجتماعی سازمان و سمت گيری برنامه ای آن را ارج نهيم. اگرچه هنوز روشن نيست که تهيه کنندگان اين نامه چه کسانی هستندو عليرغم وجود برخی ناروشنی ها، ما اما اصل را بر اعتماد رفيقانه می نهيم و اين نامه را صدا و خواست بخشی از فدائيان داخل کشور تلقی می کنيم. دليل عمده ما نيز در اين رويکرد آنست که در اين مرحله بازتنظيم و تدقيق اهداف و آماج سازمان و باز تدوين برنامه اجتماعی آن، وجود تفاوت نظرها و بر همين پايه ابراز دغدغه ها امری کاملاً طبيعی بوده و اساساً ربطی به داخل و خارج کشور ندارد.برپايه آگاهی های قابل اتکای ما ، تنوع فکری و سياسی در ميان فدائيان غير متشکل در داخل کشور از همان گستردگی برخوردار است که در ميان صفوف متشکل سازمان در خارج از کشور شاهد آنيم. من همواره تأکيد کرده ام که تقسيم طيف بندی های نيروی فداييان خلق ايران (اکثريت) در عرصه نظری و سياسی براساس داخل و خارج کشور يک خطای جدی است و چنين رويکردی خواسته يا ناخواسته می تواند به يک استفاده ابزاری در چالش های فکری و سياسی بيانجامد. تفاوت بين نيروی سازمان در درون مرز با برون مرز صرفاً در موقعيت زيستی آنان و ويژگی های نوع فعاليت سياسی آنهاست و نه در موضوع آرمان ها، برنامه و مشی و روش سياسي.تحولات فکری و سياسی مرز نمی شناسد و به ويژه در اين دهکده جهانی با ارتباطات مدرن بی حد و مرز، هيچ کس در قلعه تاريخ محبوس نيست و هر کس کمابيش مشرف بر روندهای جهانی و اجتماعی است. با آنکه نسبت تعلق به ديدگاههای متنوع می تواند متفاوت باشد ولی در مجموع همه ما – چه مقيم داخل و چه مهاجر اجباری به خارج از کشور – در مسير يک تجربه عام قرار داريم. اگر تفاوتی پديد آيد در انتخاب های تاريخی است و نه ناشی از اينکه کجای جغرافيای جهان ايستاده ايم. اما آنجا که موضوع به متن نامه "جمعی از هواداران سازمان" بر می گردد، نخست بايد بگويم که آنچه در عرصه آماج و اهداف ما همچنان سنديت دارد، مفاد سند آماج و اهداف سازمان مصوب در کنگره پنجم است که بر انتخاب سوسياليستی ما و حفظ موضع جانبدارانه ما نسبت به کارگران و زحمتکشان تصريح دارد. سندی نيز که پيرامون " جهانی شدن " در آخرين کنگره سازمان – کنگره نهم – رأی تمايل کنگره را اخذ کرد، در بنيان های خود بر همان سند استوار است و از همان موضع به روند جهانی شدن می نگرد. از اينرو، ترديد در سمت گيری اجتماعی شناخته شده سازمان مبنای واقعی ندارد و نبايد موجب دغدغه خاطر رفقايی از ما شود. مهم ترين نکته در اين نامه اما خواست منطقی و دموکراتيک نهفته در آنست که از سازمان می خواهد تا پيش نويس سند باز تنظيم آماج و اهداف سازمان و نيز پيش نويس سند برنامه را که در دستور کار کنگره دهم خود قرار داده است، به محض آماده شدنشان انتشار بيرونی دهد و شرايط اظهار نظر جمعی و امکان دخالت ورزيدن همه نيروی سازمان در داخل و خارج کشور را فراهم آورد. اين خواست، که طبعا منحصر به ارسال کنندگان اين نامه نيست و يک خواست بر حق هر دوستدار و کوشنده سازمان است در عين حال به ما نيروی مضاعف می بخشد و بيش از پيش بر ميزان مسئوليت ما می افزايد. ما که تاکنون از همين شيوه پيروی کرده ايم از اين پس نيز با اعتماد و جديت بيشتری آنرا ادامه خواهيم داد. ما اين خواست را با شادی و اميد فراوان پيشواز می رويم و خود را متعهد به برآورده کردن آن می دانيم. تأمين حداکثر مشارکت نيروها و دوستداران سازمان در روند تدارک کنگره دهم آن، در دستور کار ما قرار دارد و ما خواهيم کوشيد که پيش نويس های تهيه شده را در نشريه کار و سايت های خبری دوستدار سازمان منتشر کنيم تا شرايط همکاری فعال و گسترده برای تصحيح و تدقيق و تکميل اسناد کنگره فراهم آيد. رفقای تهيه کننده نامه "جمعی از هواداران سازمان در داخل کشور" نيز مطمئن باشند که به طريق اولی خواهند توانست از امکان مطالعه و کار روی اسناد ارائه شده به کنگره دهم و تاثير گذاری بر آنها برخوردار شوند. اين رفقا ميتوانند مانند ساير فدائيان در داخل و خارج کشور با مراجعه به سايت اينترنتی سازمان و نشريه کار در جريان همه تلاش های فکري، برنامه ای و سياسی سازمان قرار بگيرند و البته پيش از اين نيز می توانستند با مراجعه به اين سايت و نشريه، خواست خود را با مسئولين سازمان در ميان بگذارند و در صورتی اقدام به انتشار بيرونی آن می کردند که خواست خود را بی پاسخ می يافتند.کمترين آسيب طرح علنی يک خواست از جمعی که خود را به آن متعلق می دانيم، مقدم بر رجوع مستقيم به مسئولين آن جمع و پاسخ خواهی از آنان، ايجاد شک و شبهه در خارج از اين جمع نسبت به روندهای جاری در درون آن جمع است. با اينهمه اما من مطمئن هستم که همه ما در برخورد با نامه سرگشاده "جمعی از هواداران سازمان در داخل کشور" اساساً بر جنبه محتوايی مثبت آن تکيه می کنيم و نه بر نحوه طرح آن.به اميد آنکه دست در دست هم بتوانيم شاهد تبيين آماج و اهداف سازمان و برنامه آن بر پايه آرمان های سوسياليستی ديرينه سال سازمان و با در نظر داشت واقعيت های زمان، جهان و ايران و اتکاء به خرد نقاد و پرسشگر در کنگره دهم سازمان باشيم.
مسئول هيئت سياسی-اجرائی سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)
هفتم بهمن ماه ١٣٨٤
بهزاد کريمی

|

Wednesday, January 25, 2006

در دفاع از سوسياليسم!

نامه ی جمعی از جمعی از هواداران سازمان فدائيان خلق ايران - اكثريت ( داخل كشور) به رهبری سازمان
وقتی نگاهی به پشت سر خود می اندازيم و آن سالهای دهشت انگيز را مرور می كنيم، هزاران خاطره تلخ و در عين حال غرور انگيز را بر پرده ذهنمان به نظاره می نشينيم. خاطرات تلخ از دست دادن فرصت هائی گرانبها، اشتباهاتی كودكانه و خاطرات دهشت انگيز. اعدام های سالهای 61- 60 و قتل عام تابستان و پائيز 67 را. قتل عام رفقائی كه هر يك سرمايه ای عظيم بودند و نبودشان خسارتی جبران ناپذير است برای سازمان ما و ميهن مان. خاطراتی غرورانگيز از مقاومت حماسی صدها فدائی كه زندگی خود را در راه آزادي، عدالت اجتماعی و آرمانهای سوسياليستی سازمان فدا كردند و عليرغم تلاش رژيم برای به تور انداختن فدائيان خلق خصوصا رهبری آن، خوشبختانه اكثريت آنها و بويژه كادرهای رده بالای سازمان توانستند از اين مهلكه جان به سلامت برند و درهنگامه ای كه خون بر ديده هايمان جاری بود و ياس و استيصال بر جامعه مستولی گشته بود بسی خوشحال شديم. بنای نوين سازمان در خارج از كشور به حق حاصل زحمات رفقای فدائی بود، كه با تحمل رنج مهاجرت توانستند پرچم فدائيان را همچنان برافراشته نگهدارند. در اين زايش نوين عليرغم تمامی مسائل و انتقاداتی كه داشته و داريم، صميمانه دستان اين رفقا را می فشاريم. ما واقفيم كه بحران هويتی ناشی از فرو پاشی شوروی و اردوگاه سوسياليستی سازمان ما را نيز در هم نورديد. در طی اين سالها سازمان به شناخت و تعريف مجدد خود پرداخت و در اين راه عليرغم دستآوردهای مثبت و پر بار خود خطاهائی را نيز مرتكب شد، كه بعضا غير قابل توجيه بوده است. بحران هويتی در سازمان نه تنها به نفی لنينيسم و حتی ماركسيسم انجاميد، بلكه نظام سوسياليستی را هم از افق آرمانهای سازمان حذف كرد و هويتی مجعول تحت عنوان چپ دمكراتيك ؟! را جايگزين ماهيت سوسياليستی سازمان فدائيان خلق نمود. سؤال ما اينست كه چپ دارای كدامين خواستگاه اجتماعی است؟ و استقرار كدامين سيستم اجتماعی را آماج و آمال خود قرارداده است؟ اعلام اينكه سازمان خود را جزئی از نيروهای چپ بشمار می آورد، فرار از كدامين واقعيت است؟ آيا نه اينست كه چپ نامی مجهول است که در برابر راست نامشخص طرح می شود؟ شما ميتوانيد راست ميانه باشيد كه نسبت به راست محافظه كار در جبهه چپ قرار گرفته است. اگر نخواهيم خطوط را مخدوش نموده و با الفاظ بازی كنيم، بايستی به صراحت اعلام كنيم كه سازمان نماينده سياسی كدام يك از طبقات جامعه است و با كدامين اقشار جامعه منافع مشترك و پيوندهای استراتژيك دارد. بايستی آشكارا جامعه مورد نظر خود را تعريف كنيم. بسنده كردن به كليات و خود را فراتر از طبقات اجتماعی ديدن و مدافع منافع تمامی آنها دانستن طنزی تلخ و تكراری است، كه نهايتا" به اردوگاه سرمايه داری ختم می شود، حتی اگر پشت پرده دمكراسی خواهی پنهان شده باشد. با توجه به تحولات اخير در رويكردهای سازمان، از جمله بيانيه های اخير، در بيان مواضع و تعيين متحدين سازمان، اميد آن بود که رجعت به هويت اصلی سازمان با ساختاری دمكراتيك و مدرن سرعت بگيرد و نسيم آن به ما فدائيان داخل كشور هم برسد. اما متاسفانه سند خط مشی سياسی سازمان نتوانست انتظارات ما را برآورده سازد و بازی با الفاظ و بيان مطلب در لفافه باز هم ادامه يافت. عليرغم پذيرش تلويحی سوسياليسم در سند فرايند جهانی شدن (گلوباليزاسيون) متاسفانه درسند خط مشی سياسی مورد تاييد كنگره ای كه بنام خاوران برگزار شد، صراحت لازم در دفاع و همبستگی و پذيرش آرمانهای سوسياليستی رفقای فدائی كه در گلزار خاوران تنها و تنها بخاطر دفاع از آرمانهای سوسياليستی آرميده اند ديده نمی شود. عدول از آرمانهای سوسياليستی بزرگترين خطائی است كه در طول حيات فدائيان خلق رخ داده است و ما تا اصلاح آن از پای نخواهيم نشست. همآنگونه كه برای آزادی و عدالت اجتماعی چنين خواهيم نمود. عليرغم تلاشهای محدودی كه برای تعريف مجدد هويت سازمان بعمل آمده، متاسفانه حول چنين مسئله ای اساسی وبنيادين كه بود و نبود سازمان را مشخص می نمايد، سازمان بدون بحث های تئوريك فراگير درگستره فدائيان داخل و خارج كشور، بدون تجزيه و تحليل گذشته سازمان و جهانبينی م- ل آن، و بدون تامل در گزينش هويت جديد خود، چنان كه گفته شد هويتی مجعول را با مضمون "چپ دمكرات و مدرن غير ايدئولوژيك"؟! بر پيكره سازمان قالب نموده است. در اين راستا با بهره گيری از بحران فروپاشی كشورهای سوسياليستی و تغييرات جهانی ناشی از آن، رهبران سازمان و كادرهای خارج از كشور درغياب اكثريت فدائيان داخل كشور و در فقدان رهبران و كادرهای اعدام شده، توانستند اين لباس عاريتی را بدون مواجهه با مخالفت و مقاومتی جدی بر قامت سازمان بپوشانند . درحاليکه با گسترش ارتباطات اينترنتی و رو در رو بين فدائيان داخل كشور با سازمان، لازم است شورای مركزی با پيشبرد بحث های تئوريك جدی و گسترده دربين فدائيان داخل و خارج پيش از برگزاری كنگره دهم ترتيباتی را اتخاذ نمايد، كه در كنگره آينده به صراحت و عاری از هرگونه پرده پوشی موضع و اعتقاد خود را نسبت م – ل، ماترياليسم تاريخی و سوسياليسم اعلام نموده، نحوه برخورد با امپرياليسم جهانی و عملكرد های آن در گستره ملی و جهانی را مشخص سازد. رفقای گرامي! اگر بخشی از شما فدائيان خارج از كشور در اين پروسه چند ساله درست يا نادرست به اين رسيده ايد كه جامعه سوسياليستی را از اهداف و آرمانهای سازمان حذف نمائيد، با تمامی احترامی كه به تك تك شما عزيزان داريم، با صراحت اعلام ميداريم كه اين تصميم تنها و تنها حاصل نقطه نظرات شما رفقای خارج از كشور است و بس. اگر قبول نمائيم كه ما هم عضو اين خانه هستيم و همراه شما، اين درد جانكاه را تحمل كرده و در حيات سازمان ايفای نقش نموده ايم، لازم است برای تحقق آرمانهای سازمان و تدوين برنامه آن براساس ديدگاه های فوق به نقطه نظرات رفقای داخل كشور توجه جدی شود. برنامه سازمان قبل از ارائه به كنگره دهم و تصويب آن در كنگره بايستی در فرصتی مناسب (حداقل شش ماهه) در اختيار رفقای داخل كشور قرار گيرد و با اتخاذ تمهيداتی دموکراتيک، متناسب با اوضاع جامعه نقطه نظرات ما فدائيان در تدوين و تصويب آن بكار گرفته شود. با اين همه، اگر هستند دوستانی كه با سوسياليسم وداع نموده اند و صرفا" در عرصه دمكراسی خواهی و عدالت خواهی در شكل عام آن مبارزه می كنند، هيچ ايرادی بر آنان نيست. آنها مخيراند در هر عرصه برای آرمان خود مبارزه كنند، ولی دور از صداقت و شرف انسانی است، در اين شرايط سركوب و خفقان و در غياب اكثريت نيروهای سازمان، سازمانی را كه برای تحقق ايده های سوسياليستی بنا نهاده شده مصادره به مطلوب نموده و از اهداف اصلی خود منحرف سازند. اگر آنها در راه تحقق اهداف خود اقدام به ايجاد تشكيلاتی مستقل نمايند، يقين بدانند كه در اين راه ما يار و ياور آنان خواهيم بود، هر چند كه زير لوای يك سازمان نباشيم، ولی همواره در يك جبهه باقی خواهيم ماند. اول بهمن 1384

|

Tuesday, January 24, 2006

گاسرخی که در سرمای بهمن استبداد شکفت

به نام نامی مردم
من در دادگاهی كه نه قانونی بودن و نه صلاحیت آن را قبول ندارم ، از خود دفاع نمی كنم .
هر چه شما بر من بیشتر بتازید من بیشتر بر خود می بالم،
چرا كه هر چه از شما دورتر باشم به مردم نزدیك ترم
و هر چه كینه شما به من و عقایدم شدیدتر باشد
لطف و حمایت توده مردم از من قوی تر است ،
حتی اگر مرا به گور بسپارید كه خواهید سپرد
مردم از جسدم پرچم و سرود می سازند.

|